روان شناسی علمی
اثربخشی درمان تلفیقی شناختی – رفتاری و بازتوانی شناختی در کاهش علایم بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا

دكتر ندا علی­ بیگی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «اثربخشی درمان تلفیقی شناختی – رفتاری و بازتوانی شناختی در کاهش علایم و بهبود عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا» به تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر پروانه محمدخانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مقدمه: درمان ها و مداخلات روانی جزء ضروری و لازم گرایش­های درمانی موجود در اسکیزوفرنیا است. اما تصمیم گیری در مورد اینکه کدام نوع درمان روان شناختی مؤثرتر است، هنوز با مشکل مواجه است (فامتر، یونگهان و برنر، 2006). گرچه پژوهش های قبلی به اثربخشی در حوزه های خاص پرداخته اند، درمان های حاضر این محدودیت را دارند که تمام نشانه ها و علایم را در بر نمی گیرند. به منظور دستیابی به شیوه ای با اثر بخشی بالاتر پژوهش حاضر درمانی با تلفیق دو رویکرد بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری  و مقایسه اثر تقدم و تأخر درمان بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری و ایجاد تلفیقی از این دو درمان به دنبال دستیابی به شیوه ای کارآمدتر برای کمک به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا با سیر طولی بود.   

روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع پژوهش های تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چند گروهی و اندازه گیری مکرر بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری در مرکز آموزشی درمانی روان پزشکی رازی بود. بیماران همگی تشخیص نهایی اسکیزوفرنیا را داشته، بین 25 تا 50 سال سن داشتند، حداقل 5 کلاس تحصیلات داشتند، حداقل یک سال از شروع بیماری شان گذشته بود و در مقیاس علایم مثبت و منفی   نمره ای بالاتر از نقطه برش آزمون داشتند. از بین جامعه آماری 70 نفر به عنوان افراد گروه نمونه در نظر گرفته شدند که در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل)به صورت تصادفی جای گرفتند.

 گروه آزمایشی اول درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی – تأخر شناختی- رفتاری بود. موقعیت دوم درمان تلفیقی شناختی با تقدم شناختی رفتاری – تأخر بازتوانی شناختی بود. هر دو گروه به مدت 32 جلسه به صورت گروه های 4 تا 5 نفره دو بار در هفته و هرجلسه 45 دقیقه درمان دریافت کردند. هر دو گروه در طی دوره مداخله درمان معمول که برای آنها درمان دارویی بود، دریافت می کردند. موقعیت سوم گروه کنترل بود که مداخله ای دریافت نکردند و تنها درمان معمول را می گرفتند. قبل از اجرای درمان از مقیاس های علایم منفی و مثبت، عملکرد رفتاری و آزمون شناختی کاگنیستات برای ارزیابی استفاده شد. در جلسه 8، 16، 24 و 32 ابزارهای پژوهش مجدداً اجرا شدند. داده ها با استفاده از روش آماری اندازه گیری مکرر چند طرفه تحلیل گردید.

یافته ها: تحلیل های اندازه گیری مکرر اثر بخشی درمان های تلفیقی شناختی را نشان می دهد. مقایسه اندازه اثر درمان ها حاکی از قوت درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی و تأخر شناختی- رفتاری در مقیاس های شناختی نسبت به سه درمان دیگر است ولی در آسیب شناسی کلی درمان تلفیقی با تقدم شناختی رفتاری موثرتر است. این درمان اثربخشی بالایی در مورد علایم مثبت و منفی اسکیزوفرنیا و عملکرد رفتاری داشته است.

نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری که اجزایی از درمان بازتوانی شناختی را در خود بگنجاند می تواند به عنوان درمانی مؤثر علاوه بر درمان دارویی در درمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به کار برده شود.

 

واژه هاي کليدي:  اسکیزوفرنیا، علایم مثبت، علایم منفی، عملکرد رفتاری، عملکرد شناختی، درمان شناختی رفتاری، درمان بازتوانی شناختی، درمان تلفیقی شناختی

منبع: iranpa

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:40 |

تاثیر تعیین کننده های اجتماعی- ساختاری و تصمیم گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت

خبر

دكتر اسحق رحیمیان بوگر از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «تاثیر تعیین­ کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­ گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت: بررسی نقش تعدیل کننده نظام باورهای بیمار» به تاریخ 24 خرداد 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

با توجه به اهميت خودمدیریتی دیابت، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تعیین­کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­گیری مشارکتی با نقش تعدیل­کنندۀ نظام باورهای بیمار برخود­مدیریتی دیابت بود. در یک زمینه­یابی مقطعی تعداد500 بیمار سرپائی مبتلا به دیابت نوع II (245 مرد و 255 زن) در درمانگاه­های بیمارستان شریعتی تهران به­شیوه نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. 259 نفر از آنان درمان داروئی و 241 نفر انسولین دریافت می­کردند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس­هاي خودمراقبتی دیابت، خودکارامدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی، رابطه پزشک- بیمار، دانش مرتبط با دیابت، دسترسی به درمان، تصمیم­گیری مشارکتی، رضایت از خدمات درمانی، انگیزش برای درمان و باور به قطعیت بیماری جمع­آوری و توسط مدل یابی معادله ساختاری (SEM) با نرم افزار LISREL تحلیل شدند. همچنین، همبستگی، آزمون t و خی دو در سطح توصیفی و برای مقایسه ابتدائی داده­ها به کار رفت. یافته­های مطالعه اصلی نشان داد که مدل فرضی اولیه برازش مطلوبی با داده­های مشاهده شده ندارد. مدل فرضی بر اساس نتایج آماری و دیدگاه­های نظری اصلاح شد. بعد از اصلاح مدل، همه شاخص­های برازش مدل بهبود یافته بودند که نشان می­دادند مدل اصلاح شده با داده­های مشاهده شده برازش مطلوب دارد. بعد از ارزیابی برازش مدل، ضرایب بین متغیرها بررسی شدند. اغلب مسیرهای دارای ضرایب معنادار در مدل نهایی حفظ شدند و مسیرهای دارای ضرایب غیرمعنادار و یا برخی از ضرایب مسیر دارای معناداری ضعیف به دلایل نظری از مدل نهایی حذف شدند. یافته­ها به این شرح بود: 1) نظام باورهای بیمار به طور مستقیم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­­گذارد؛ 2) تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار و تصمیم­گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند؛ 3) تصمیم­گیری مشارکتی به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارد؛ و 4) مدل اصلاح شده نهایی در دو زیرگروه بر اساس نوع درمان (درمان داروئی و انسولینی) دارای برازش مطلوب است، اما برآوردهای مدل کلی و نهایی بین دو زیرگروه بر اساس نوع درمان تفاوت معنادار ندارد. طبق نتایج، به جای روابط خطی ساده بین متغیرها، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری و تصمیم گیری مشارکتی با محوریت نظام باورها در هم تنیده هستند و با هم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. اغلب روابط بین این متغیرها در این پژوهش همسو با مطالعات قبلی و نظریه­های موجود بودند. نتیجه گرفته می­شود که تعیین­کننده های مهم خودمدیریتی دیابت که در پژوهش­های خارج از کشور به خصوص در مورد بیماران دیابتی در آمریکا و اروپا توصیف شده­اند، پیش­بینی کننده های مهم خودمدیریتی دیابت در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع II در ایران نیز هستند. مدل اصلاح ­شده نهایی این پژوهش مکانیسم­های زیربنایی بالقوه­ای را نشان داد که بدان ­وسیله این عوامل در بافتار فرهنگی ایران بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی و به خصوص نظام باورهای بیمار در انجام رفتارهای خودمدیریتی مهم هستند و این سه دسته عامل می­توانند میزان بالائی از تغییرپذیری خودمدیریتی دیابت را تبیین نمایند. با توجه به اهمیت کاربردی این نتیجه برای متخصصان بالینی و درمانگاه­های دیابت، مداخلات مناسب در این زمینه ضروری است. توجه به این عوامل به­منظور ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی دیابت، کاهش آسيب­های همراه دیابت و مهم­تر از همه ارتقاء سلامت کلی جامعه سودمند است.

واژه هاي کليدي: خودمدیریتی دیابت، نظام باورهای بیمار، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی

منبع:  iranpa

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:39 |

چکیده پایان نامه دکتری منیژه فیروزی دانش آموخته دکتری روانشناسی سلامت دانشگاه تهران

خبر

دكتر منیژه فیروزی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «بررسی رابطه مکانیزم­های تنظیم­ هیجان و سازگاری با سرطان کودکی» به تاریخ 29 خرداد 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

با وجود اين که سرطان، مجموعه کاملی از انواع استرسها، دردهای جسمی، ناتوانيها و محدوديتها را به کودک تحميل می کند، اما کودکان مبتلا به سرطان، سازگاری هيجانی خوبی نشان می دهند. هدف اين پژوهش اين است که برخی از جنبه های سازگاری هيجانی در کودکان مبتلا به لوسمی (All)، مورد بررسی قرار دهد و تعدادی از مکانيسم هايي که در ارتقاء اين سازش يافتگی نقش دارند، شناسايي شوند. برای رسيدن به اين اهداف، 78 کودک مبتلا به لوسمی که در بيمارستان تخصصی سرطان کودکان محک پذيرش شده بودند، به همراه مادرانشان در اين پژوهش شرکت کردند. آزمونهای پژوهش، از سه بخش تشکيل شده است؛ بخش اول شامل آزمونهای روان شناختی کودکان، از جمله آزمون سوگيری توجه، سرزندگی و شفافيت هيجانی بود. بخش دوم که تنظيم بيرونی هيجان را می سنجيد، از آزمون تنظيم والد محور استفاده شد. بخش سوم به گرفتن نمونه خون برای اندازه گيری سطح کورتيزول پلاسما و ارزيابی رفتاری حساسيت به درد اختصاص يافت. داده های پژوهش از طريق آماره های توصيفی، همبستگی کانونی، همبستگی پيرسون، تحليل رگرسيون، اندازه های تکراری و 2 Xمورد ارزيابی قرار گرفتند. يافته ها نشان داد که (1) تنظيم هيجان و سازگاری هيجانی، ارتباط معناداری دارند. (2) کودکان مبتلا به سرطان در اين پژوهش، از نظر سطح کورتيزول به سه سطح بالا، به هنجار و پايين تقسيم می شوند. (3) کودکان مبتلا به سرطان از مکانيسم سوگيری مثبت توجه برای سازگاری هيجانی بيشتر استفاده می کنند. (4) جنسيت در رابطه سطح کورتيزول با حساسيت به درد، چه به لحاظ رفتاری و چه زمان واکنش به درد نقش تعديل کنندگی دارد. در پايان پيامدهای درمانی اين پژوهش به همراه تعدادی پيشنهاد پژوهشی برای آينده ارائه شده است.

 واژه هاي کليدي: کودکان مبتلا به سرطان، لوکميای لمفوبلاستيک حاد يا لوسمی(All)، تنظيم هيجان درونی و بيرونی، سرزندگی، شفافيت هيجانی و سطح کورتيزول

منبع: iranpa

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:38 |

طراحی مدل بازتوانی سلسله مراتبی برای بیماران مبتلا به بیماری مزمن و آزمون اثربخشی آن در بیماران قل

چکیده پایان نامه دکتری روحیه حسین زاده بازرگان دانش آموخته دکتری روانشناسی سلامت دانشگاه تهران

خبر

دكتر روحیه حسین زاده از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان « طراحی مدل بازتوانی سلسله مراتبی برای بیماران مبتلا به بیماری مزمن و آزمون اثربخشی آن در بیماران قلبی CABG » به تاریخ نهم تیرماه 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، عضو هیات علمی دانشگاه تهران هدايت شده است.

چكيده‌ی پایان‌نامه

شیوع فزایندۀ بیماری های عروق کرونری، یکی از مهمترین مسائل و مشکلات سلامت در قرن بیست و یکم است. با این که در طول چند دهۀ اخیر مرگ و میر ناشی از این بیماری ها بسیار کاهش یافته است، باز هم تعداد افرادی که با این بیماری به عنوان یک بیماری مزمن زندگی می کنند، افزایش یافته و انتظار می رود با افزایش طول عمر، هزینه های اجتماعی این بیماری نیز رو به افزایش یابد. هدف از این پژوهش، آزمون اثر بخشی MSHCRM به منظور افزایش تبعیت از درمان، سازگاری، رضایت از زندگی و تداوم آموخته ها در بیماران قلبی CABG بود. به این منظور از میان جامعه بیماران قلبی عروقی مرکز قلب تهران که یک ماه بعد ازCABG، طی مدت مطالعه به کلینیک بازتوانی مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند، تعداد 300 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (150N=) و کنترل (150N=) جایگزین شدند. افراد گروه نمونه اکثراً مرد (73% مرد و 27% زن)، متاهل (3/85%) و مجرد (14%) بودند. افراد گروه کنترل و آزمایش در سه مرحلۀ پیش آزمون، پس آزمون (دو ماه بعد) و پیگیری (سه ماه بعد) با استفاده از پرسشنامۀ مقیاس سازگاری روانی اجتماعی با بیماری ((PAIS، مقیاس رضایت از زندگی ((SWLS، پرسشنامۀ خود کارآمدی بیماران قلبی((CSEQ، مقیاس کنترل شخصی (PCS)، پرسشنامۀ باورهای سلامت(HBMQ)، مقیاس ادراک بیماری (IPS)، مقیاس تبعیت از درمانSAS)) (GAS) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شدۀ چند بعدی ((MSPSS، در این متغیرها اندازه گیری شدند. گروه آزمایشی، مداخله بر اساس MSHCRM را طی شش جلسۀ 5/2 ساعته و هفته ای یک جلسه دریافت کردند، در حالی که در گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. داده های حاصل با استفاده از روش رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد و در مجموع پنج فرضیه مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد در گروه آزمایش، شاخص های سلامت بیماران قلبی از طریق افزایش خودکارآمدی، کنترل شخصی، حمایت اجتماعی، باورهای سلامت و ادراک بیماری به طور معنا دار بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین نتایج نشان داد MSHCRM باعث تداوم آموخته ها شده و از مراجعۀ به پزشک، حضور در بخش های اورژانسی و بستری شدن در بیمارستان ها می کاهد. به علاوه، نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش تحصیلات، تبعیت از درمان، سازگاری و رضایت از زندگی بیماران قلبی نیز افزایش می یابد.

 

واژه هاي کليدي: MSHCRM، مدیریت شخصی، تله هلت، CABG، تبعیت از درمان، سازگاری، رضایت از زندگی.

منبع: iranpa



|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:37 |

چکیده پایان نامه دکتری مسلم پرتو دانش آموخته دکتری رشته روانشناسی سلامت از دانشگاه تهران

دكتر مسلم پرتو از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان « بهشياري، تاب آوري و وضعيت مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: سنجش مدل تبييني نقش متغيرهاي واسطه اي و مکانيسم هاي تاثيرگذاري» به تاریخ 14 تیرماه دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، عضو هیات علمی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مصرف سيگار، مشروبات الكلي و ساير مواد غيرقانوني توسط نوجوانان يكي از مهم‌ترين چالش‌ها و مشكلات سلامت عمومي ‌و رواني- اجتماعي است كه مشكلات فردي، اجتماعي، بهداشتي و اقتصادي بسياري بر جوامع درگير تحميل مي‌كند. طي سال‌هاي اخير مدل‌هاي مختلفي در زمينة سبب‌شناسي و پيشگيري از سوء مصرف مواد مطرح شده‌اند. هدف پژوهش حاضر، تعيين نقش عوامل بهشياري، تاب­آوري، بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در وضعيت مصرف مواد و نيز، تعيين نقش متغيرهاي واسطه‌اي خودتنظيم‌گري، خودپيروي و سبك‌هاي مقابله در تأثير گذاري بهشياري و تاب­آوري بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در نوجوانان در معرض خطر بود. جامعة آماري پژوهش حاضر از دانش‌آموزان پسر در معرض خطر سال سوم متوسطه شهر تهران كه در سال تحصيلي89-1388 به تحصيل اشتغال داشته اند، تشكيل يافته است. نمونة مورد نظر پژوهش شامل 764 دانش‌آموز در معرض خطر بود که با استفاده از روش نمونه‌گيري چند مرحله اي تصادفي شدند. داده‌هاي پژوهش باستفاده از مقياس هاي بهشياري، تاب‌آوري، خودپيروي، شيوه‌هاي مقابله، خودتنظيم‌گري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي و پرسشنامه بررسي وضعيت مصرف مواد گردآوري شدند. براي تحليل داده‌هاي مربوط به آزمون فرضيه‌ها، از روش تحليل مسير نرم افزار ليزرل استفاده شد.

 يافته ها نشان دادند که بهزيستي روانشناختي قوي‌ترين پيش بيني‌كننده مصرف مواد در دانش‌آموزان مورد مطالعه است كه با مصرف الكل، سيگار و ساير مواد رابطه منفي دارد. بعد از آن، مهم ترين عامل بهشياري است که به صورت مستقيم و منفي بر مصرف مواد تأثير مي‌گذارد. بهشياري به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي نيز در مصرف مواد نقش دارد. تاب­آوري نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند. درماندگي روانشناختي نيز از پيش بيني‌كننده‌هاي مصرف مواد در دانش‌آموزان مورد مطالعه است. بهشياري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي‌گذارد. هر چه ميزان بهشياري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود. تاب­آوري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير دارد. به بيان ديگر، هر چه ميزان تاب­آوري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود. بهشياري به طور مستقيم با خودپيروي رابطه دارد و با واسطه‌گري اين متغير، به طور غيرمستقيم، بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. رابطه بهشياري با خود تنظيم‌گري معنادار است و خود تنظيم‌گري نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد، اما با درماندگي روانشناختي رابطه معنادار ندارد. بنابراين، بهشياري به طور غيرمستقيم و با واسطه گري خودتنظيم‌گري، فقط بر بهزيستي روانشناختي تأثير دارد. همچنين، رابطه تاب آوري با خودتنظيم‌گري معنادار است. بنابراين، تاب­آوري به واسطه خودتنظيم‌گري، فقط با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. تاب آوري با مقابله کارآمد نيز رابطه معنادار مثبت دارد و رابطه آن با مقابله ناکارآمد معنادار نيست. از طرف ديگر، مقابله کارآمد با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد اما با درماندگي رابطه ندارد. در نتيجه، تأثير غيرمستقيم تاب آوري بر بهزيستي روانشناختي فقط با واسطه گري مقابله کارآمد معنادار است. يافته ها نشان داد بهشياري و تاب آوري با يکديگر رابطة معنادار دارند.

به طور خلاصه، مي توان نتيجه گيري کرد که بهشياري به صورت مستقيم و نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي/ درماندگي روانشناختي، در مصرف مواد نقش دارد. تاب آوري فقط به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند. بهشياري به طور مستقيم ونيز با واسطه گري خودپيروي بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي، و به واسطه خود تنظيم­گري فقط بر درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. تاب­آوري به طور مستقيم بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي تأثير دارد و به واسطه خود تنظيم‌گري و مقابله کارآمد نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. بهشياري و تاب آوري با يکديگر رابطة معنادار دارند.

واژه هاي کليدي: مصرف دارو (يامواد)، نوجوانان در معرض خطر، بهشياري، تاب آوري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي.

 منبع: iranpa

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:36 |

چکیده پایان نامه دکتری محمود دهقانی دانش آموخته دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخ

دكتر محمود دهقانی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «کارایی رواندرمانی کوتاه مدت تعدیل کنندۀ اضطراب بر نشانگان ضربۀ عشق» به تاریخ 14 مهر 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدکاظم عاطف­وحید، عضو هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران هدايت شده است.

چكيده‌ی پایان‌نامه

این پژوهش با هدف بررسی کارایی رواندرمانی پویشی کوتاه مدت بر درمان نشانگان ضربه عشق در دختران دانشجو انجام شد. نشانگان ضربه عشق، مجموعه علائم و نشانه های شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه عشقی بروز می کند، زمان زیادی به طول می انجامد و عملکرد فرد را در زمینه های متعدد (روانی، اجتماعی و حرفه ای) مختل می کند و واکنش های غیر انطباقی را به دنبال دارد. روش: جامعه آماری شامل دانشجویان دختر دانشگاه های تهران، هنر و امیرکبیر بودند که اخیراً با فروپاشی یک رابطه رومانتیک مواجه شده بودند. نمونه پژوهش شامل 5 نفر دانشجوی دختر از جامعه آماری بود که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، این شیوه نمونه گیری را نمونه گیری هدفمند می نامند. هدف از این شیوه نمونه گیری انتخاب کسانی است که با هدف پژوهش مطابقت دارند. درمان بر اساس راهنمای رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو انجام شد. این مدل درمانی از یک سو متمرکز بر هیجان، چگونگی دستیابی به هیجان و هدایت آن است و از سوی دیگر به همان اندازه بر چگونگی استفاده از شناخت برای هدایت، کنترل و جهت دهی هیجان تاکید دارد، مدل مک کالو اختصاصاً در مورد سوگ، گناه و خشم موثر است. طرح پژوهش از نوع طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه است. این پژوهش شامل سه مراحله ارزیابی پایه، مداخله و پیگیری است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو روش شاخص درصد بهبودی و معناداری بالینی بر اساس نقطه برش استفاده شد. مداخله در 20 جلسه 45 دقیقه ای و به طور هفتگی اجرا شد. در این پژوهش از پرسشنامه های ضربه عشق(LTI)، نشانگان ضربه عشق(LTSQ)، افسردگی بک (BDI-II)، اضطراب بک (BAI) و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی (GAF) و پرسشنامه شخصیتی میلون (MCMI-II) استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تاثیر رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو بر کاهش نشانگان ضربه عشق از نظر بالینی معنادار است. نتیجه گیری: رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو در درمان نشانگان ضربه عشق کارآیی مناسبی دارد.

واژگان کلیدی: نشانگان ضربه عشق. رواندرانی پویشی کوتاه مدت.

منبع: iranpa


|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:35 |

مقايسه اثر بخشي زوج درماني شناختي – رفتاري غني شده با زوج درماني تلفيقي – رفتاري بر كاهش آشفتگي زو
چکیده پایان نامه دکتری وکیل نظری آلیله دانش آموخته دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی


خبر
دكتر وكيل نظري آليله از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «مقايسه اثر بخشي زوج درماني شناختي – رفتاري غني شده با زوج درماني تلفيقي – رفتاري بر كاهش آشفتگي زوجي و افزايش رضايت زناشوئي» به تاریخ دی ماه 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر پروانه محمدخانی، عضو هیات علمی گروه روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هدايت شده است.
چكيده‌ی پایان‌نامه
هدف: مطالعه علمی رضایت زناشویی توجه گسترده دانشمندان با گرایش ها و اهداف متفاوت را دریافت کرده است. وسعت دامنه این کارها به دلیل اهمیتی است که به کیفیت ازدواج به خودی خود و همچنین به عنوان ابزاری برای فهم اثر آن بر فرایندهای گوناگون داخل و بیرون خانواده داده می شود.در این پژوهش اثر بخشی دو شیوه ی زوج درمانی یعنی زوج درمانی تلفیقی – رفتاری و زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده بر افزایش رضایت زناشوئی و کاهش آشفتگی زوجی بررسی و با یکدیگر مقایسه شد.
روش کار: این مطالعه به شیوه تک موردی از نوع چند خط پایه انجام شد. هشت زوج مبتلا به آشفتگی زوجی به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس مقیاس سازگاری دونفری (DAS ) انتخاب و بعد از همتا سازی 4 زوج به گونه تصادفی به دو مداخله زوج درمانی تلفیقی رفتاری و زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده اختصاص یافتند. زوج ها به صورت انفرادی در جلسات مداخله شرکت نموده و مجموعا 16 جلسه درمانی برای هر یک از مداخله ها برگزار شد. پس از تعیین خط پایه با استفاده از مقیاس سازگاری دو نفری و پرسشنامه رضایت زناشویی درسه جلسه،آزمودنی ها وارد درمان شده و در جلسات چهارم، هشتم، دوازدهم و شانزدهم آزمودنی ها مقیاس سازگاری دونفری و پرسشنامه رضایت زناشویی را تکمیل نمودند.
یافته ها: داده ها به روش تحلیل چشمی نمودارها،تعیین درصد بهبودی و محاسبه شاخص تغییر پایا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که هر دو روش درمانی رضایت زناشویی را افزایش و خشونت و عدم رضایت جنسی را کاهش داد ند، اما زوج درمانی تلفیقی رفتاری بر زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده در هر سه مورد برتری داشت.شاخص تغییر پایا نشان داد که تفاوت از نظر بالینی معنا دار است. در دو ماه پیگیری زوج ها میزان بهبودی راحفظ کردند.
نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده و زوج درمانی تلفیقی رفتاری در افزایش رضایت زناشویی و کاهش پرخاشگری و عدم رضایت جنسی موثر بوده و اثر بخشی زوج درمانی تلفیقی رفتاری بیشتر از زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده است .

کلمات کلیدی: زوج درمانی شناختی – رفتاری غنی شده، زوج درمانی تلفیقی رفتاری، رضایت زناشویی، آشفتگی زوجی

منبع:iranpa

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:33 |

اثرهای قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی
چكيده‌ی پایان‌نامه‌ی دكتری موسی طباطبایی دانش‌آموخته دكتراي تخصصي روانشناسی تربیتی دانشگاه تهران


دكتر سید موسی طباطبایی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی تربیتی، با عنوان «اثرهای قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی» به تاریخ 11 بهمن ماه 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر جواد اژه¬ای، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران هدايت شده است.
چكيده‌ی پایان‌نامه
در رساله حاضر، بررسی اثرهای تعاملی قالب ارائه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی مورد بررسی قرار گرفت. موضوع پژوهش حاضر ریشه در نظریه بار شناختی سوئلر دارد.
اگر چه اصل تبیین گری در نظریه بار شناختی و نظریه شناختی یادگیری چند رسانه‌ای مورد تأیید قرار گرفته است و شواهد بسیاری در مورد اصل تبیین گری وجود دارد اما تا به حال اثرهای تبیین گری بر بار شناختی و انتقال در قالب مثال‌های حل شده معمولی مورد بررسی قرار گرفته است و آنچه این پژوهش را از پژوهش‌های دیگر متمایز می‌کند مقایسه اثرهای تبیین گری در قالب مثال‌های حل شده معمولی و مثال‌های حل شده کامل کردنی می‌باشد.
هدف اصلي تحقیق حاضر بررسي اثر تعاملي تبيين گري (با ٣ سطح ١- خود تبيين گري،
2- ارائه تبیین‌های آموزشی و ٣- بدون تبيين گري) و قالب ارائه محتوي (١- مثال‌های حل شده،
٢- مثال‌های حل شده ناقص) بر انتقال (دور و نزديك) و بار شناختی می‌باشد.
بدین منظور و با استفاده از یک طرح عاملی 3 2 تمام آزمایشی از نوع عاملی تصادفی تعداد 180 آزمودنی از پایه سوم مدارس دوره راهنمایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1389-1388 به شیوه تصادفی به یکی از شش خانه طرح آزمایشی گمارده شدند.
مطالب و مواد مورد نیاز برای طرح آزمایش مطالعه حاضر شامل یک مثال حل شده بود که در آن قضیه تالس از کتاب ریاضی سوم راهنمایی (کتاب درسی که دانش آموزان ایرانی در پایه سوم دوره راهنمایی به عنوان درس ریاضی آن‌را می‌گذرانند) به صورت مکتوب تدریس شده بود. در مثال حل شده ابتدا قضیه تالس به صورت یک جمله بیان شده بود و سپس دو مسأله بر اساس آن گام به گام حل شده بود. از آنجایی که قالب ارائه مثال حل شده به دو صورت مثال حل شده معمولی و مثال حل شده کامل کردنی بود، در مثال حل شده کامل کردنی بعضی اعداد یا علامت‌ها حذف شده بودند و از آزمودنی‌ها خواسته شده بود تا قسمت‌های خالی را با عدد یا علامت مناسب تکمیل نمایند. از نظر سطوح تبیین گری نیز گروه بدون تبیین فقط مثال‌های حل شده معمولی و یا کامل کردنی را می‌خواندند، گروه دریافت کننده تبیین‌های آموزشی به همراه مطالعه مثال‌های حل شده معمولی و یا تکمیل مثال‌های حل شده کامل کردنی تبیین‌های ارایه شده توسط معلم درباره اصول زیربنایی راه حل‌ها را مطالعه نمودند و از گروه خود تبیین گری خواسته شده بود تا به همراه مطالعه مثال‌های حل شده معمولی و یا تکمیل مثال‌های حل شده کامل کردنی در باره چرایی و زمان استفاده از یک مرحله از راه حل به تولید تبیین اقدام نمایند.
علاوه بر مثال حل شده، دو نوع پرسشنامه (پرسشنامه بار شناختی و پرسشنامه انتقال) بعد از اینکه آزمودنی‌ها مثال حل شده را مطالعه نمودند و مطالعه مثال‌های حل شده به پایان رسید، دریافت کردند.
تحلیل آماری نشان داد اثر اصلی تکمیل کردن و اثر اصلی تبیین گری بر انتقال دور، انتقال نزدیک، بار شناختی هنگام مطالعه و هنگام آزمون وجود دارد. همچنین اثر تعاملی قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال دور، نزدیک، بار شناختی هنگام مطالعه بار شناختی و بار شناختی هنگام آزمون معنادار بود. پژوهش حاضر اشاره‌های مفیدی برای طراحان آموزشی در بردارد.

کلمات کلیدی: مثال‌های حل شده، مثال‌های حل شده کامل کردنی، خودتبیین گری، تبیین‌های آموزشی، بار شناختی، انتقال دور، انتقال نزدیک

منبع:iranpa.org

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در سه شنبه بیستم تیر 1391 ساعت 11:32 |

درود

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در دوشنبه دوم آبان 1390 ساعت 18:46 |

چکیده پایان نامه دکتری ندا علی بیگی دانش آموخته دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه علوم بهزیستی و توا

دكتر ندا علی­ بیگی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «اثربخشی درمان تلفیقی شناختی – رفتاری و بازتوانی شناختی در کاهش علایم و بهبود عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا» به تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر پروانه محمدخانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مقدمه: درمان ها و مداخلات روانی جزء ضروری و لازم گرایش­های درمانی موجود در اسکیزوفرنیا است. اما تصمیم گیری در مورد اینکه کدام نوع درمان روان شناختی مؤثرتر است، هنوز با مشکل مواجه است (فامتر، یونگهان و برنر، 2006). گرچه پژوهش های قبلی به اثربخشی در حوزه های خاص پرداخته اند، درمان های حاضر این محدودیت را دارند که تمام نشانه ها و علایم را در بر نمی گیرند. به منظور دستیابی به شیوه ای با اثر بخشی بالاتر پژوهش حاضر درمانی با تلفیق دو رویکرد بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری  و مقایسه اثر تقدم و تأخر درمان بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری و ایجاد تلفیقی از این دو درمان به دنبال دستیابی به شیوه ای کارآمدتر برای کمک به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا با سیر طولی بود.   

روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع پژوهش های تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چند گروهی و اندازه گیری مکرر بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری در مرکز آموزشی درمانی روان پزشکی رازی بود. بیماران همگی تشخیص نهایی اسکیزوفرنیا را داشته، بین 25 تا 50 سال سن داشتند، حداقل 5 کلاس تحصیلات داشتند، حداقل یک سال از شروع بیماری شان گذشته بود و در مقیاس علایم مثبت و منفی   نمره ای بالاتر از نقطه برش آزمون داشتند. از بین جامعه آماری 70 نفر به عنوان افراد گروه نمونه در نظر گرفته شدند که در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل)به صورت تصادفی جای گرفتند.

 گروه آزمایشی اول درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی – تأخر شناختی- رفتاری بود. موقعیت دوم درمان تلفیقی شناختی با تقدم شناختی رفتاری – تأخر بازتوانی شناختی بود. هر دو گروه به مدت 32 جلسه به صورت گروه های 4 تا 5 نفره دو بار در هفته و هرجلسه 45 دقیقه درمان دریافت کردند. هر دو گروه در طی دوره مداخله درمان معمول که برای آنها درمان دارویی بود، دریافت می کردند. موقعیت سوم گروه کنترل بود که مداخله ای دریافت نکردند و تنها درمان معمول را می گرفتند. قبل از اجرای درمان از مقیاس های علایم منفی و مثبت، عملکرد رفتاری و آزمون شناختی کاگنیستات برای ارزیابی استفاده شد. در جلسه 8، 16، 24 و 32 ابزارهای پژوهش مجدداً اجرا شدند. داده ها با استفاده از روش آماری اندازه گیری مکرر چند طرفه تحلیل گردید.

یافته ها: تحلیل های اندازه گیری مکرر اثر بخشی درمان های تلفیقی شناختی را نشان می دهد. مقایسه اندازه اثر درمان ها حاکی از قوت درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی و تأخر شناختی- رفتاری در مقیاس های شناختی نسبت به سه درمان دیگر است ولی در آسیب شناسی کلی درمان تلفیقی با تقدم شناختی رفتاری موثرتر است. این درمان اثربخشی بالایی در مورد علایم مثبت و منفی اسکیزوفرنیا و عملکرد رفتاری داشته است.

نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری که اجزایی از درمان بازتوانی شناختی را در خود بگنجاند می تواند به عنوان درمانی مؤثر علاوه بر درمان دارویی در درمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به کار برده شود.

 

واژه هاي کليدي:  اسکیزوفرنیا، علایم مثبت، علایم منفی، عملکرد رفتاری، عملکرد شناختی، درمان شناختی رفتاری، درمان بازتوانی شناختی، درمان تلفیقی شناختی

 

|+| نوشته شده توسط محسن امیدی شمامی در یکشنبه یکم آبان 1390 ساعت 18:23 |